محمد بن عبد الله بن عمر
158
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
ومسلمانان نيز جمله موافقت سيد ، عليه السلام ، كردند ، وبه طواف مشغول شدند ، چنان كه كفّار تعجب نمودند . وميمونه بنت الحارث در * نكاح آورد ، ومىخواست تا به خانه در مكة زفاف سازد « 1 » . وقريش پيغام مىفرستادند كه قرار آن است كه زيادت از سه روز در مكة نباشى . سيد ، عليه السلام ، بيرون رفت ، ودر راه مدينه ، زفاف ساخت « 2 » . حكايت ، چون سيد ، عليه السلام ، از زيارة كعبه باز مدينه آمد ، حق تعالى آيت فرستاد : لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ - إلى قوله - دُونِ ذلِكَ فَتْحاً قَرِيباً « 3 » . يعنى فتح مكة « 4 » . وبقيّت ماه ذيحجه ومحرّم وصفر [ وربيع الأول وربيع الآخر ] در مدينه بود « 5 » . ودر ماه جمادى الأولى « 6 » سه هزار مرد به غزو كفّار روم فرستاد . وزيد بن حارثه أمير گردانيد وفرمود : چون زيد به قتل آوردند ، جعفر بن أبي طالب أمير باشد . واگر جعفر به قتل آورند ، عبد اللّه بن رواحه أمير باشد . وچون لشكر اسلام به نزديك شام رسيدند ، به موضعي كه آن را معان « 7 » گويند ، مردى برسيد وگفت : هرقل رومى با صد هزار سوار بيرون آمدند ودر زمين بلقاء « 8 » نزول كردهاند . پس لشكر اسلام توقّف كردند وگفتند كه به خدمت سيد ، عليه السلام ، بايد فرستاد وآگاهى كردن ، تا چه حكم فرمايد . عبد اللّه گفت : لشكر اسلام به شوكت وقوّت جنگ نمىكنند ، بلكه به قوّت دين اسلام جنگ مىكنند . اكنون متردّد « 9 » نبايد بود وبه جنگ بايد رفتن ؛ چه اگر به قتل آيند ، شهيد باشند ، واگر غلبه كنند ، ظفر پيامد بود ، وهر دو نيك است . لشكر تصديق كردند وبرفتند . چون به زمين بلقاء رسيدند ، به جايى كه آن را مؤتة « 10 » گفتندى ، لشكر هرقل پيش ايشان بازرسيدند وقلب كشيدند « 11 » . وزيد بن حارثه در پيش رفت وجنگ مىكرد تا شهيد شد . بعد از
--> ( 1 ) . در سيره ، ص 851 : ومىخواست كه هم در مكة أو را به خانه برد . ( 2 ) . اين غزو در سيره ، ص 848 - 851 ، آمده است . ( 3 ) . فتح 48 : 27 . ( 4 ) . در سيره ، ص 852 ، بر طبق متن عربى ، ج 4 ، ص 14 ، از قول ابن هشام : يعنى فتح خيبر . ومقصود آن است كه اين آية پس از فتح خيبر نازل شده است ونه پس از عمرة القضاء . ( 5 ) . از نسخهء مج الحاق شد . ( 6 ) . در أصل به متابعت از سيره : ربيع الأول ، وبر طبق متن عربى ، ج 4 ، ص 15 ونسخهء مج ضبط شد . ( 7 ) . معان ( به ضم يا به فتح أول ) قلعهاى است به فاصلهء پنج روز از دمشق به سوى مكة . ( 8 ) . زمين بلقا تقريبا با أردن كنونى ، تطبيق مىنمايد . ( 9 ) . متردد : كسى كه در امرى به شك وترديد دچار است ( معين ) . ( 10 ) . مؤتة : قريهاى است در دشت حاصلخيزى كه در منطقهء جنوب شرقي بحر الميت وبه فاصلهء تقريبي دو مرحله از جنوب شهر كرك ( به كسر أول وفتح ثاني ) واقع است . ( 11 ) . قلب كشيدن : ظاهرا به معنى صفآرايى است .